یک شبکه پیچیده، طرح ناتمام فتنه 88 برای براندازی احمدینژاد را دنبال میکند اتهام «جریان انحرافی» رگ و ریشه انگلیسی دارد قطعا مرحوم کردان قربانی یک توطئه انگلیسی شد یکی از ویژگیهای مهم احمدینژاد این است که توانست چهره استعمار پیر انگلیس را به درستی شناسایی و افشا کند بخش زیادی از حملاتی که به احمدینژاد میشود، مربوط به همین خطی است که وی آن را شناسایی کرده و به تبع آن، منافع انگلیس در ایران را محدود ساخته است مدل اجراشده علیه احمدینژاد که همکاران نزدیکش را با برچسب جریان انحرافی مشهور کردند، کاملا بر اساس مدلهای جنگ روانی انگلیسی طراحی شد و عده ای هم ناآگاهانه و ناخواسته وارد این بازی شدهاند سی سال دیگر که اسناد وزارت خارجه انگلیس منتشر شود (هر سی سال این کار انجام می شود) معلوم خواهد شد که دولت انگلیس با دولت احمدی نژاد چه کرده است به گزارش شبکه ایران متن کامل و سانسور نشده مصاحبه دکتر داوری را در ادامه می خوانید: مایلم نظر شما را در خصوص بانک مرکزی و سیاستهای یک سال اخیر آن در حوزه اقتصاد و البته ناکارمد بودن برنامه های بانک مرکزی برای کنترل بازارهای پولی بدانم. برخی می گویند بانک مرکزی باید مستقل باشد تا بتواند اثرگذاری لازم را در اقتصاد کشور داشته باشد.
من هم با شما موافقم که بانک مرکزی نتوانسته بازار ارز را از بحران خارج سازد. البته دلیل آن را نباید در عدم استقلال بانک مرکزی از دولت جستجو کنید بلکه به زعم بررسی های کارشناسی اتفاقا باید بخشی از بحرانهای اخیر ارزی را در استقلال احتمالی برخی لایه های کارشناسی حاضر در بانک مرکزی از دولت و نظام جستجو کرد! برای توضیح این مطلب ابتدا لازم است در خصوص تاریخچه تاسیس بانک مرکزی صحبت کنم. بانک مرکزی ایران در واقع امتداد تشکیلات بانک شاهی ایران است که در اواخر دوران قاجاریه با مجوز ملکه انگلیس در ایران تاسیس شد که توسط عوامل انگلیس مدیریت می شد. در زمان اشغال ایران توسط متفقین، حسن مشرف الدوله نفیسی که وزیر دارایی و از چهره های وابسته به انگلیس بود با هماهنگی بانک ملی ایران که از تغییر نام بانک شاهی ایجاد شده بود و در آن زمان وظایف بانک مرکزی فعلی را بر عهده داشت، به طور ناگهانی ارزش ریال ایران در برابر پوند انگلیس را تا بیش از چهار برابر کاهش داد! به این ترتیب ارتش انگلیس در ایران توانست با هر یک پوند چهار برابر بیشتر از قبل خرید کند. با تصمیم خائنانه بانک ملی وقت، به یکباره بودجه سالانه ارتش انگلیس مستقر در ایران از 15 میلیون پوند به کمتر از چهار میلیون پوند کاهش یافت! شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد عوامل انگلیسی حاضر در بانک شاهی در طول زمان خود را باز تولید و تکثیر نموده تا ریشه های انگلیسی این نهاد کلیدی پولی کشور در دست انگلوفیلها (دوستاران انگلیس) باقی بماند و یکی از اقدامات مهم مرحوم مصدق که در تاریخ هم کمتر به آن اشاره می شود و اهمیت آنهم کمتر از ملی شدن صنعت نفت نبود تعطیل کردن بانک شاهی در سال 1331 است که به تخریب نظام پولی ایران مشغول بود. این مساله تا سالها پس از انقلاب هم ادامه داشته است. در یکی از اسناد تازه یاب وزارت خارجه انگلیس مربوط به سال 1981 میلادی (1360 شمسی) به جلسه یکی از معاونان بانک مرکزی ایران با دبیر اقتصادی سفارت انگلیس در تهران و ارائه اطلاعات محرمانه از تصمیمات اقتصادی دولت جمهوری اسلامی اشاره شده است. نکته طلایی این سند آن است که از نام این معاون بانک مرکزی ذکری به میان نمی آورند در حالیکه در تمام اسناد مربوط به ایران اسامی افراد مرتبط با سفارت انگلیس ذکر می شود. این موضوع نشان از تسلط و اشراف انگلیس بر مرکز فرماندهی سیاستهای پولی ایران حتی در سالهای پس از انقلاب دارد و انگلیس نمی خواهد شبکه مرتبط با خود را در بانک مرکزی از دست بدهد و همین نکته ظریف نشان می دهد معاون وقت بانک مرکزی در سال 1360 که اسم او را نمی دانیم همچنان شبکه ای را در بانک مرکزی هدایت می کند که اسمش فاش نمی شود. به طور کلی در پاسخ به پرسش شما باید بگویم که استقلال بانک مرکزی در یک کشور در حال توسعه یک شعار انحرافی است. بخشی از اظهارنظرهایی هم که در این باره در رسانه ها مطرح می شود احتمالا برای حفظ انگلوفیلهای (طرفداران سیاست انگلیس در ایران) مقیم بانک مرکزی و جلوگیری از حذف آنهاست. در کشورهای در حال توسعه شما نیاز دارید به یک موتور بزرگ به نام دولت که بار توسعه را بکشد. در کشورهای غربی که به نرخ توسعه مناسبی دست یافته اند بانک مرکزی در یک محیط آرام می آید و داور بازی می شود. اما در کشوری مانند ایران دولت به عنوان مجری توسعه باید بتواند منابع مالی محدود خود را را مدیریت و توزیع بهینه کند، اگر فرمان بانک مرکزی به عنوان مرکز فرماندهی سیاستهای پولی در اختیار دولت نباشد، دولت نمی تواند کاری از پیش ببرد. مثلا دولت تصمیمی درباره توسعه بخش صنعت اتخاذ می کند و در مقابل بانک مرکزی نرخ بهره را رقمی اعلام می کند که برنامه های دولت را به چالش می کشاند. من معتقدم در طول 33 سال اخیر لایه هایی از تصمیم سازی هایی که در بانک مرکزی صورت می گیرد تحت تاثیر همان شبکه متمایل به انگلیس و انگلوفیلی است که عرض کردم و به شدت هم مقابل برنامه های احمدی نژاد مقاومت می کنند و در خلاف جهت منافع ملی حرکت می کنند. یعنی عوامل همان جریانی که در دهه 60 تا راس بانک مرکزی اوج می گیرد و اطلاعات محرمانه دولت را با سفارت انگلیس به اشتراک می گذارد خود را تکثیر و بازتولید کرده و همچنان در بدنه بانک مرکزی حضور دارد و تصمیم سازی می کند و تصمیمات خود را تا راس هرم بانک مرکزی نفوذ می دهد . در جامعه ای که صنعت آن با بهره وری پایین نیروی کار و سرمایه، مشکلات ناشی از قانون کار، پایین بودن نرخ بهره وری انرژی، تحریم های جهانی و... درگیر است و در عادی ترین حالت شش بر صفر از رقابت با صنعت دنیا عقب مانده است. حالا در این شرایط اوراق مشارکت با سود 24 درصد فروخته می شود، در این شرایط آیا می دانید هزینه پول تمام شده برای صنعت چقدر است؟ این رقم بالای 35 درصد است. این موضوع یعنی صنایع ما بیش از آنکه درگیر تحریم خارجی باشند درگیر تحریم داخلی از طرف بانک مرکزی شده اند که این موضوع در تضاد آشکار با سیاسته ای اقتصادی دولت و نگاه رئیس جمهوری است. چند روز پیش یکی از دوستان مطلع گفت بانک مرکزی در بحران اخیر ارزی صد برابر بیشتر از کل بانک های دولتی به بانک های خصوصی دلار داده است! و این عدم توازن در عرضه دلار را یکی از دلایل نابسامانی بازار ارز می دانست. آیا این اقدام پر ابهام بانک مرکزی با نفوذ تاریخی عوامل انگلیس در بانک مرکزی و تصمیم سازی آنان بی ارتباط نیست؟! این تازه یک سر ماجراست. مگر در بحران اخیر بانکی پس از فساد مالی 3000 میلیارد تومانی، خاوری مدیر عامل وقت بانک ملی و حامیان پیدا و پنهانش نقش آفرینی نکردند؟ مگر نمی دانستند خاوری تبعه کانادا به عنوان یکی از فرمانداری های تابعه امپراتوری بریتانیا است؟ کدام دست های پیدا و پنهان خاوری را در 20 سال اخیر در نقاط حساس شبکه پولی کشور حمایت می کرد؟ مگر برای اخذ تابعیت کانادایی نباید سوگند وفاداری به مکله انگلیس را ادا کرد؟ چرا کانادا حاضر به تحویل خاوری به اینترپل نیست؟ این همه حکایت از آن دارد که خاوری یکی از عوامل انگلیس در شبکه پولی و بانکی ایران بوده است و قطعا با تمرکز بر شبکه همکاران و حامیان خاوری پرونده بحران های پولی کشور رمزگشایی خواهد شد. همچنین معتقدم که در وزارت نفت نیز همچنان یک سری از لایه های میانی با شبکه های انگلیسی ارتباط دارند. در وبلاگ مجید تفرشی به اسنادی در اینباره اشاره شده است. در یکی از این اسناد آمده است که معاون وقت بین الملل وزارت نفت در سال 1360 با ایان مکردی دبیر اقتصادی سفارت انگلیس نشستی برگزار می کند و در این جلسه ضمن تندرو خواندن محمد غرضی وزیر نفت وقت ایران سیاست های محرمانه دولت ایران در فروش نفت را به استحضار مقامات انگلیسی می رساند! سی سال دیگر که اسناد وزارت خارجه انگلیس منتشر شود (هر سی سال این کار انجام می شود) معلوم خواهد شد که دولت انگلیس با دولت احمدی نژاد چه کرده است. بررسی تاریخ ایران حاکی از آن است که سیاست امریکا و انگلیس در قبال کشورمان متفاوت بوده است، در حالی که آمریکا همواره سیاستی «باز و شفاف» در قبال ایران اتخاذ کرده، اما انگلیسی ها از سیاستی بسته و پنهان استفاده کرده اند.چه در دشمنی شان و چه در دوستی شان! یکی از ویژگی های مهم احمدی نژاد این است که توانست چهره استعمار پیر انگلیس را به درستی شناسایی و افشا کند. معتقدم که از این زاویه اقدامات احمدی نژاد تحلیل نشده است. ببینید رادیو بی بی سی فارسی زمانی راه اندازی شد که سیاست وزارت خارجه انگلیس نسبت به ایران در حال تغییر بود. یعنی این رادیو سال 1319 در مقطعی که انگلیسی ها تصمیم به برکناری رضاخان از سلطنت گرفته بودند، اتخاذ شد. این رادیو محل پیام دهی های خاص بود. یعنی با کدهای خاص صحبت می کردند و به عوامل خودشان پیام می دادند. راه اندازی تلویزیون بی بی سی فارسی آنهم چند ماه قبل از انتخابات سال 88 برای تمام کردن کار احمدی نژاد بود. بررسی تطبیقی تحولات 3 سال اخیر کشور با تحولات سیاسی سالهای 29 تا 32 نشان می دهد که امروز هم یک شبکه پیچیده که می توان آن را شبکه بدامن 2 نامید، بر اساس الگو برداری از عملیات شبکه بدامن BEDAMN علیه مصدق در سالهای آغازین دهه 30 طرح ناتمام فتنه 88 برای براندازی احمدی نژاد را دنبال می کند. طرح اصلی شبکه بدامن علیه مصدق بر دو محور استوار بود؛ یکی مشروعیت زدایی داخلی و خارجی از دولت مصدق و دیگری ناکارآمد معرفی کردن دولت مصدق از طریق کارشکنی های اقتصادی. مشروعیت زدایی از مصدق با منحرف خواندن دولت مصدق از طریق انتساب توده ای بودن و قدرت گرفتن توده ای ها در دولت مصدق انجام می شد. این طرح با هدف تضعیف جایگاه جهانی و داخلی مصدق و القاء «مصدق هراسی» در دولت امریکا از یک سو و در میان محافل مذهبی و حوزه های علمیه از سوی دیگر عملیاتی شد و به اهداف خود هم دست یافت. دوم آن که کارآمدی زدایی از دولت مصدق در دستور کار شبکه بدامن قرار داشت؛ دولت مصدق از 7 اردیبهشت سال 1330 با هدف اجرای لایحه ملی شدن صنعت نفت روی کار آمد و از همان روز نخست با تحریم های سنگین انگلیس روبه رو شد و درآمدهای دولتش به شدت کاهش یافت. دولت مصدق از طریق مشورت با چهره برجسته ای چون مرحوم عالی نسب و اجرای طرح هایی همچون افزایش بهره مالکانه، انتشار اوراق قرضه، بیمه کارگران و کشاورزان که روحی مشابه با طرح تحول اقتصادی داشتند تلاش نمود با در صحنه نگهداشتن مردم به مقابله با کسری بودجه 70 درصدی ناشی از کاهش درآمدهای نفتی برود. اما شبکه بدامن با انتشار سازمان یافته شایعات، بر هم زدن نظم و امنیت عمومی، بزرگنمایی خطر کمونیسم و... فضای اقتصادی و کسب و کار را بر هم زده و با ایجاد تورم انتظاری 60 درصدی شرایط کشور را به دوره جنگ جهانی دوم و دوران اشغال متفقین سوق داد. همان اقدامی که امروز شبکه بدامن 2 در دستور کار دارد. بر اساس همین مدل «تقلب» و «انحراف» اسم رمز پروژه های براندازی شبکه بدامن 2 علیه دولت احمدی نژاد هستند. سال 87 شبکه بدامن 2 پروژه مشروعیت زدایی را با اسم رمز تقلب در ماجرای مدرک مرحوم کردان کلید زد تا دولت احمدی نژاد و وزیر کشور وی که قرار بود انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کند را متقلب و دروغگو معرفی کند. در همان ایام با علی شکوری راد در دانشگاه لرستان مناظره داشتم. پس از آنکه به حملات غیر مستند او به دولت احمدی نژاد اعتراض کردم و گفتم چرا بدون سند حرف می زنید؟ با عصبانیت و پرخاش پاسخ داد: سند می خواهید؟ سند مدرک کردان! در ادامه همین عملیات پروژه انگلیسی «تقلب» به نتایج انتخابات 88 و غائله پس از آن متصل شد که با خروش و مقاومت و قیام مردم و رهبری ناکام ماند. پس بی جهت نیست در بحث مدرک محروم کردان، احمدی نژاد می گوید این یک سناریوی انگلیسی بود. در این مساله تردید نکنید. برای این ادعا مدرکی هم دارید؟! به شما سند می دهم. همان مقطع زمانی که بحث مدرک تحصیلی کردان مطرح شد روابط عمومی وزارت کشور کپی مدرک تحصیلی مرحوم کردان را ساعت 9 صبح منتشر کرد. سایت الف وابسته به احمد توکلی همان لحظه از دو واحد زیرمجموعه دانشگاه آکسفورد درباره این مدرک استعلام کرد. با احتساب اختلاف ساعت بین تهران و لندن حدود 4 ساعت بعد پاسخ دو مرکز در دانشگاه آکسفورد و نتیجه استعلام جعلی بودن مدرک مرحوم کردان روی خروجی این سایت قرار گرفت! بنده به این جریان تردید کردم. با خود گفتم مگر می شود دانشگاه آکسفورد با آن همه عرض و طول که روزانه صدها مکاتبه با آن می شود به این سرعت جواب یک سایت فارسی زبان غیر بین المللی را بدهد آنهم نه یک خبرگزاری رسمی بین المللی شناخته شده. فکرش را بکنید یک سایت غیررسمی فارسی زبان که فقط برای ایرانیان شناخته شده است از بزرگترین دانشگاه انگلیس به نام آکسفورد استعلام کند و دانشگاه آکسفورد هم بلافاصله در عرض 4 ساعت به همین سایت بی نام و نشان در جهان جواب بدهد! آن موقع من در ایرنا مدیرکل دفتر پژوهش بودم. ایرنا هم به عنوان خبرگزاری رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران که در سطح جهانی شناخته شده بود و به دهها زبان خبر منتشر می کرد و ضمنا در انگلیس هم دفتر داشت طبیعتا برای دانشگاه آکسفورد شناخته شده بود. از طریق دفتر خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی در لندن در خصوص ادعای فردی فرضی که مدعی بود از دانشگاه آکسفورد مدرک دکتری دارد و قصد همکاری با دفتر پژوهش ایرنا را دارد استعلام کردم. اما هنوز که هنوز است بعد از حدود 4 سال دانشگاه آکسفورد به مکاتبه رسمی خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی پاسخ نداده است! این تاخیر 4 ساله را کنار پاسخ 4 ساعته آکسفورد به سایت الف قرار دهید تا خیلی از موضوعات و ارتباطات آشکار شود. شرح این ماجرا را در مقاله ای به نام «تله آکسفورد» به تفصیل نوشتم. بنابراین قطعا مرحوم علی کردان قربانی یک توطئه انگلیسی شد. اما دلیل این اتفاق چه بود؟ دلیل این بود که مرحوم کردان مدیری مقتدر بود که تغییر اردوگاه داد و از یک اردوگاه که مخالف احمدی نژاد بودند جدا شد و ظرفیت مدیریتی خود را خالصانه در اختیار دولت احمدی نژاد قرار داد و پیش از رسیدن به وزارت کشور هم ماجرای قرارداد کرسنت را به نفع ملت ایران فیصله داده بود. قصه این است؛ استفاده از اسم رمز تقلب و انحراف برای براندازی احمدی نژاد. از همان زمانی که احمدی نژاد رئیس جمهور شد در یکی از جلسات رقبای احمدی نژاد گفته شد که احمدی نژاد اولین رئیس جمهوری است که دو مرحله ای انتخاب شد و اولین رئیس جمهوری است که بیش از یک دوره نمی ماند! این رویه با اتهام دروغگویی، تقلب، شایعه و فضاسازی علیه دولت ادامه داشت تا آنکه به سال 88 رسیدیم که با همین شعار تقلب آمدند ضربه آخر را بزنند اما نشد. بعد از آن بلافاصله تغییر استراتژی دادند و آمدند از ابتدای سال 89 دولت را با بحث انحرافی بودن مشروعیت زدایی کنند. این پروژهای بود که معتقدم رگ و ریشه ای انگلیسی دارد و بر اساس مدل انگلیسی کار می کند. |
کلمات کلیدی :