به گزارش شبکه ایران، در سفر استانی رهبر معظم انقلاب به خراسان شمالی همچون سفرهای گذشته و براساس روال شناخته شده ایشان، علاوه بر مسائل راهبردی انقلاب اسلامی، مسائل سیاسی روز کشور نیز مورد توجه قرار گرفت. هر چند قرق رسانه ای خاص که سلطه ای سنگین بر شمار قابل توجهی از رسانه های داخلی دارد، تلاش زیادی برای عدم پوشش دقیق فرمایشات رهبر عزیز انقلاب و حمایت قاطع ایشان از دولت داشت، اما با مروری بر فرمایشات صریح رهبری، رد بسیاری از القائات سیاسی اخیر مخالفان دولت به روشنی قابل استنباط است.
"اتهام سازش احمدی نژاد با آمریکا" و "تمسخر رئیس جمهور به خاطر تاکید بر خدمت گذاری" دو گزاره ای بوده که طی هفته های اخیر از سوی "حسین شریعتمداری"، "حسن روحانی" مطرح شد. احمد توکلی نیز که پیش تر از امضا کنندگان طرح معروف به کودتای اقتصادی علیه دولت بود، در همین ایام پا را فراتر نهاده و و عملا پیشنهاد ساقط کردن دولت را مطرح کرد.
اما این اتهامات و خط و نشان کشیده ها از سوی کسانی که خود را ولایتمدار می دانند، به چه میزان با خواست و دیدگاه های مقام معظم رهبری همخوانی دارد؟
اول / شریعتمداری: احمدی نژاد در سفر به سازمان ملل پیشنهاد مذاکر به آمریکا را داد اما آمریکا او را به حساب نیاورد!
حسین شریعتمداری پس از بازگشت رئیس جمهور از سفر به نیویورک با انتشار یادداشتی رکورد توهین به رئیس جمهور در یک روز را شکست!
او در این یادداشت ضمن القای پررنگ حاکمیت دوگانه گفت که احمدی نژاد راه عطا الله مهاجرانی را می رود و ساده لوحانه پیشنهاد مذاکره با آمریکا را مطرح کرده است اما آمریکایی ها او را به حساب نیاورده اند!
مدیر مسئول کیهان تاکید کرد که احمدی نژاد آرزوی آمریکایی ها را بر آورده کرده و به آن ها امتیاز طلایی داده است.
آقای شریعتمداری گفت که معلوم نیست بین این 160 نفری که همراه رئیس جمهور بودند چرا یک نفر مشاور عاقل وجود نداشت و رئیس جمهور از فهم مسائل بدیهی هم عاجز است.
او همچنین به صراحت احمدی نژاد را آنقدر خود رای و مستبد توصیف کرد که حتی مشاورانش هم جرئت اظهار نظر متفاوت را ندارند و ...
"پیشنهاد مذاکره با آمریکا توسط دکتر احمدی نژاد" مفروض اصلی آقای شریعتمداری بود و به همین دلیل پدرخوانده رسانه های اصولگرا با انتشار یادداشتی در کیهان حکم حمله دوباره به رئیس جمهور را برای پیروان رسانه ای اش صادر کرد!
آقای شریعتمداری چند روز بعد نیز در یادداشتی باز هم به رئیس جمهور حمله برد. او مجددا دکتر احمدی نژاد را متهم کرد که تحت تاثیر جریان انحرافی و همگام با سرمایه داران زالو صفت، عمدا تحریم ها را بزرگنمایی می کند تا به خواسته خود برای به مذاکره با آمریکا برسد!
دیدگاه رهبر عزیز انقلاب: رهبر معظم انقلاب در دیدار با نخبگان و مسئولان استان خراسان شمالى پاسخی معنا دار به این جنس ادعاها علیه فرزند ملت ایران دادند. حضرت آیت الله خامنه ای تعابیر کم نظیری چون "پخته"، "جامع"، "جالب" و "درست" را در توصیف مواضع مسئولان کشور به کار برده و فرمودند:
«خوشبختانه کشور در ادبیاتِ برخورد با دنیاى زورگوى مستکبر و غربى هم پیشرفتهاى خوبى داشته است. امروز مسئولین کشور ما در پشت میز مذاکرات گوناگون، در تریبونهاى گوناگون، وقتى حرف میزنند، حرفهاى پخته، جامع، جالب و درست زده می شود. یکى از بخشهاى درگیرى و میدانها و عرصه هاى پیکار، عرصه ى حرف زدن هاى بین المللى است.»
رهبر عزیز انقلاب در ادامه با نفی کامل هر گونه عقب نشینی از جانب جمهوری اسلامی در برابر آمریکا، تاکید کردند:
«یکى از حرفهاى رائج این است: ما بر ایران فشار وارد میآوریم تا ایران به پاى میز مذاکره برگردد. کدام میز مذاکره؟ کِى ایران مذاکرات در مورد مسائل گوناگون جهانى را، از جمله مسئله ى هسته اى را ترک کرده بوده که حالا برگردد؟! این یک تقلب و خدعه ى تبلیغاتى است. ما تلاش میکنیم که ایران به میز مذاکره برگردد! این، خدعه و تقلب تبلیغاتى است. همین را در دنیا هى تکرار میکنند، هى میگویند، هى میگویند. این تعبیرات اینقدر تکرار میشود که به نظرم خود سیاستمداران غربى هم باورشان می آید که واقعیت این است؛ در حالى که آن کسى که این شکل را، این جمله بندى را، این فرمول مطلب را اختراع میکند، مقصود دیگرى دارد. او از ایران نمیخواهد که به میز مذاکره برگردد؛ او میخواهد ایران هنگام مذاکره، در مقابل زورگوئی هاى غربى تسلیم شود. خب، جواب از طرف ایران این است که نخیر؛ شماها کوچکتر از آن هستید که بتوانید یک ملت انقلابىِ مبارزِ بصیرِ آگاه را در مقابل خواسته ها و مطامعِ خودتان به زانو دربیاورید.»
دوم / حسن روحانی: کشور نیاز به مدیر دارد نه نوکر!
محمود احمدی نژاد بارها و بارها آرزوی و هدف اصلی خود را خدمت به ملت عنوان و در موارد متعددی از تعبیر "نوکر مردم" استفاده کرده است. او حتی در سال 84 در واکنش به طعنه حسین مرعشی که گفته بود: "قیافه احمدی نژاد به درد ریاست جمهوری نمی خورد" پاسخ داده بود: "به درد نوکری مردم که می خورد".
اما با وجود سپری شدن 7 سال از نهادینه شدن فرهنگ خدمتگزاری در کشور که رهبر انقلاب نیز آخرین دیدار خود با هیئت دولت بر آن مهر تایید زدند؛ رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در همایش "برند برتر، کیفیت برتر" با بیان اینکه "مشکل سیاست خارجی داریم" به تمسخر رئیس جمهور پرداخت و گفت: مردم دلار نمیخواهند صداقت و برنامه میخواهند ما نیاز به "نوکر" نداریم نیاز به "مدیر" داریم!
روشن است که اعلام بی نیازی حسن روحانی و دوستانش از "نوکر" و نیاز مندی آنان به "مدیر" اشاره ای هم به پروژه شناخته شده "دولت ناتمام" دارد.
دیدگاه رهبر عزیز انقلاب: رهبر معظم انقلاب اما روز سه شنبه در اتفاقی کم نظیر و معنادار، در مطلع سخنرانی خود، 18 بار از واژه "خدمت" استفاده کردند و آن را موهبت و نعمتی الهی دانستند:
«نفس خدمتگزارى براى آحاد مردم، یک نعمت الهى است؛ یک موهبت است؛ حالا چه خدمتگزارى در مجموعههاى رسمى باشد - مثل همین مسئولیت هائى که دوستان و برادران و مدیران در استان دارند - و چه در قالبهاى رسمى نباشد؛ مثل خدمت به دین مردم، خدمت به فرهنگ مردم، خدمت به پیشرفت علمى مردم، خدمت به تقسیم و توزیع درست ارزاق بین مردم، برآوردن حوائج گوناگون، به هر شکلى که باشد. بنابراین نفس توفیق خدمتگزارى، یک نعمت است؛ این نعمت را باید شکرگزارى کرد.
بنده از صمیم قلب و از بن دندان این را عرض میکنم که حقیقتاً خدمتگار مردم بودن، افتخار است؛ نه به عنوان یک شعار. بزرگان اهل معرفت ما به شاگردان خود، به دست پروردگان خود همیشه سفارش میکردند که در کنار ذکر و عبادت و خشوع و توسل و تذکر، به مردم خدمت کنند؛ گاهى این را ترجیح میدادند بر عبادات فردى؛ این مقرِب الىالله است. شما یک کار خوب که به نفع یک نفر انجام میدهید، این حسنه است؛ این شما را به خدا نزدیک میکند؛ این براى شما ثواب و اجر الهى و اخروى دارد؛ چه برسد به اینکه این خدمت شما، براى مجموعههاى متعدد مردم، براى گروه مردم، براى اهل یک استان، اهل یک شهر، اهل یک بخش باشد. بنابراین اصل قضیه این است که ما اگر چنانچه توفیق خدمتگزارى پیدا کردیم، این را شکر بگزاریم؛ شاکر خداى متعال باشیم؛ این را نعمتى از طرف الهى بدانیم.
نتیجهى این نعمت دانستن این است که براى این خدمتگزارى، منت بر سر کسى نگذاریم؛ این درجهى اوّلش است. خداى متعال به ما توفیق داده؛ این توفیق، لطف الهى است؛ شکر لازم دارد. پس اگر ما توانستیم خدمتگزارى کنیم، باید بدون منت باشد. این یک نکته است.
یک نکتهى دیگر این است که در خدمتگزارى باید هیچگونه تمایزى قائل نشد. مسئولیت در هر بخشى از بخشها عبارت است از خدمت به آحاد مردم. این دوست ماست، این بیگانهى از ماست، این دشمن ماست، این گرایش سیاسىاش این است، گرایش دینىاش این است؛ اینها هیچ تأثیرى ندارد. خدمت باید عمومى باشد، براى همه باشد؛ آن وقت این تأثیر میگذارد در عمل کسانى که در مجموعههاى بزرگ مشغول خدمتگزارى هستند؛ مثل یک استان، یا مثل یک شهرستان. بخشهاى مختلف شهرستانها، جورواجور انسانهائى را در خود جاى دادهاند؛ لذا نگاه نسبت به همه باید یکسان باشد. خدمت مال همه است، متعلق به همه است، ما هم باید امانتدارى کنیم؛ آنچه را که در اختیار ماست، در اختیار همه قرار بدهیم.»
با این حال روحانی مشخص نکرد که منظورش از لفظ «مردم»، دقیقا کدام بخش از جامعه ایرانی است و آیا این مردم، آن قسمت از ایرانیانی که این روزها در استقبال از رهبر معظم انقلاب در خراسان شمالی حاضر شده اند را نیز در بر می گیرد یا خیر؟
این در حالی است که رهبر معظم انقلاب در پاسخ به همه جریانات سیاسی که از خستگی مردم در قبال شعارهای انقلابی سخن می گویند، در سفر خود به شهرستان شیروان در خراسان شمالی در اظهاراتی صریح و بی پرده فرمودند: «دشمنان سعى می کنند مردم ایران را خسته و ملول و نومید نشان دهند. مردم با حرکاتِ خودشان دارند نشان می دهند که دشمن دروغ می گوید؛ دشمن مغرضانه قضاوت می کند. البته متأسفانه بعضى از تریبوندارهاى داخل هم بر طبق میل دشمن - نمی گوئیم عمداً؛ غفلتاً - حرف می زنند. بعضی ها خودشان خسته شده اند، می گویند مردم خسته اند! مردم خسته نیستند. مردم در میدان و در صحنه حاضرند؛ آماده ى کارند. باید میدان را براى مردم آماده کرد، باز کرد، آن وقت مى بینید که مردم هر جائى که احساس کنند وظیفه اى وجود دارد، با چه انگیزه اى، با چه اهتمامى، با چه عزم راسخى وارد می شوند؛ همچنان که امروز هم وارد شده اند.»
ایشان درباره خرج کردن از لفظ مردم در سخنرانی برخی سران امریکا و غیر از آن نیز فرمودند: «هى می گویند مردم ایران! ظاهراً آن کسانى که نام مردم ایران را مىآورند. از سردمداران آمریکا و غیر آمریکا، شماها را مردم ایران نمیدانند! مردم ایران از نظر آنها یک موجود موهوم و تصور موهومى است که دربار? آنها حرف میزنند: مردم ایران با نظام مخالفند!! مردم ایران با اسلام مخالفند!! مردم ایران اینهائىاند که شما دیدید در این صحنههاى عظیم چه کردند. در این چند روز، مردم بجنورد اسفراین شیروان و سایر مناطق استان به هم? مردم دنیا حماسه نشان دادند البته سعى میکنند در خبرگزارىهاشان، در وسائل اطلاعرسانىشان خبرها را کمرنگ کنند و حضور مردم را نشان ندهند؛ اما واقعیت را خودشان میفهمند و مىبینند.»
سوم / احمد توکلی: دوره احمدی نژاد سپری شده، ادامه صدارتش مثبت نیست!
پروژه ناتمام گذاشتن دولت محمود احمدی نژاد به عنوان اصلی دستور کار قبایل سیاسی و مخالفان محمود احمدی نژاد شناخته شده و از مدت ها قبل تقلای زیادی برای نیل بدان صورت گرفته است. اما در میان انبوه مخالفانی که مشغول ایفای نقش خود در قالب این پروژه هستند، احمد توکلی لقب کینه توزترین مخالف رئیس جمهور را به خود اختصاص داده است.
توکلی در گفت و گو با هفته نامه تجارت فردا اظهاراتی تند را علیه امنیت ملی ابراز داشت که همزمانی انتشار آن با سفر رهبر انقلاب به خراسان، پیام روشنی داشت.
توکلی گفته بود:« به نظر من دوره آقای احمدی نژاد سپری شده و ادامه صدارتش مثبت نیست. اما باید در مورد این مساله که از نظر سیاسی بسیار بزرگ و مهم است ، یک اجماع نسبی قابل قبولی در ارکان تصمیم گیری از مجلس گرفته تا نهادهای دیگر اتفاق بیفتد که به نظر من هنوز رخ نداده است.»
وی با بیان اینکه از نظر برخی ها "ثبات سیاسی" فعلی یک ارزش است، افزود:« جمع بندی همیشه این نخواهد بود.»
توکلی در سخنانی موهن و تامل برانگیز، اظهارداشت:« بگذارید شفاف به این سئوالی که ممکن است در برخی افراد ایجاد شود پاسخ بدهم؛ اگر کسی می گوید احمدی نژاد و تیمش رهبری را تهدید کرده اند و به این دلیل رهبری ملاحظه کار شده اند، این حرف را قبول ندارم.»
دیدگاه رهبر عزیز انقلاب: ایشان در دیدار با مردم شیروان بی ثبات سازی سیاسی را سیاست شناخته شده استکبار نامیده و خاطرنشان کردند:
«آنچه که من مایلم به شما برادران و خواهران عزیز شیروانى عرض کنم، این است که تلاش ملت عزیز ما و هوشمندى و آگاهى و بصیرت مردم عزیز ما در این استان و در سرتاسر کشور، موجب شده است که کشور ما از یک ثبات سیاسى مستمرى برخوردار باشد؛ این نعمت بزرگى است. قدرتمندان زورگو و تجاوزگر، یکى از سلاحهاشان این است که در کشورهائى بی ثباتى ایجاد کنند، که نمونه ى آن را شما مشاهده میکنید؛ هم در منطقه ى خودمان، و هم در مناطق دیگر این دنیاى بزرگ. می بینید که قدرتمندان هر جا توانسته اند، هر جا در کشورى طمعى ورزیدهاند، براى اینکه سلطهى خود را در آن کشورها و در آن مناطق مستقر کنند، بین مردم آن کشور یا مردم آن کشور با کشور همسایه، بى ثباتى ایجاد کردند؛ایجاد اختلاف کردند، ایجاد درگیرى کردند، تا بى ثباتى در نظامها به وجود بیاید؛ از این بى ثباتى، کارخانجات اسلحه سازى استفاده کنند، کارتلها و تراست ها و بنگاههاى بزرگ اقتصادىِ حاکم بر دستگاه سیاسى غرب استفاده کنند. امروز یکى از سیاستهاى دستگاههاى استکبار، ایجاد بى ثباتى است. آن وقت در یک چنین شرائطى، نظام جمهورى اسلامى به برکت ایمان شما مردم، به برکت بصیرتى که به فضل الهى در ملت ما وجود دارد، توانسته است به کورى چشم دشمنان، یک کشور با ثبات و استقرار به وجود بیاورد.»
ایشان در تاکیدی که حاوی پیامی بسیار مهم برای عاملین پروژه بی ثبات سازی کشور بود، به هشیاری و حضور در صحنه ملت اشاره کرده و افزدند:
«خود آحاد ملت پشتوانه ى این ثبات و استقرارى هستند که در کشور وجود دارد؛ و البته متقابلاً بیشترین فایدهى این ثبات و استقرارى که در نظام سیاسى کشور هست، متوجه و عاید خود مردم است. یک ملت اگر امنیت داشته باشند، ثبات سیاسى داشته باشند، از آرامش دستگاههاى حاکمیت نظام برخوردار باشند، آن ملت فرصت پیدا خواهند کرد که در میدانهاى گوناگون، به مسابقه ى بزرگ بشرى وارد شوند و پیشتاز باشند. امنیت و آرامش براى یک کشور، جزو مهمترین خواسته ها و مفیدترین عواید یک ملت است.»
رهبر معظم انقلاب ایجاد تلاطم در میان میان ملت ها را دستور کار ثابت مستکبران عنوان کرده و فرمودند:
«در قرآن کریم، خداى متعال در سورهى فتح - که فتح مسلمانان را براى پیغمبر و براى مردم، به صورت یک نعمت بزرگ معرفى میکند - میفرماید: «فأنزل اللّه سکینته على رسوله و على المؤمنین و الزمهم کلمة التّقوى و کانوا احقّ بها و اهلها»؛به عنوان یک نعمت بزرگ، نزول سکینهى الهى را بر جامعه ى اسلامى ذکر میکند. سکینه یعنى آرامش، یعنى اطمینان، یعنى آن طمأنینه اى که وجود دارد. یک وقت در میان یک ملتى تلاطم هست، آرامش وجود ندارد؛ همه نسبت به هم بدبین، همه نسبت به یکدیگر ستیزه گر؛ دستگاههاى حاکم در مقابل مردم، مردم در مقابل دستگاههاى حاکم؛ یک چنین کشورى که داراى امنیت نباشد، نمیتواند نه در علم، نه در اقتصاد، نه در صنعت، نه در عزت ملى، خودش را به پیش و به جلو بکشد؛ اما وقتى استقرار و امنیت و آرامش در یک کشور بود، ملت فرصت پیدا میکند که آمادگى هاى خود را، استعدادهاى خود را بروز دهد؛ همچنان که شما مى بینید على رغم تهدیدهاى دشمنان، تحریمهاى دشمنان، خباثتهاى دشمنان، ملت ایران و جوانان عزیز ما توانستهاند در میدانهاى گوناگون، خود را نشان دهند؛ عظمت خود را، استعداد خود را، آمادگى خود را در زمینه هاى مختلف به رخ دنیا بکشند؛ این به برکت ثبات است.
حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه اشاره ای هم به توطئه بی ثبات سازی سیاسی نظام در اوایل انقلاب داشتند و با اشاره به نقش عوامل داخلی دشمن در پیش برد اهداف قدرت های جهانی، تاکید کردند:
«دشمنان ما بارها کوشش کردند که با شیوههاى گوناگون، این ثبات سیاسى را به هم بزنند. در اول انقلاب، با ایجاد درگیرىهاى قومیتى در شرق و غرب کشور، شمال و جنوب کشور، سعى کردند نگذارند انقلاب اسلامى به آرامش دست پیدا کند و کشور را از تلاطم انقلاب بیرون بیاورد؛ اما موفق نشدند. بعد از آن سعى کردند با تهاجم یک همسایهى دیوانه - صدام به معناى واقعى کلمه، یک انسان وحشى و دیوانه و افسارگسیخته و خطرناک بود - امنیت کشور را به هم بریزند؛ از داخل هم گروهکها کمکش کردند؛ همان گروهکهائى که بعد هم به دامان خود او پناه بردند. دیدید آنچه که آنها خواستند، صد و هشتاد درجه برخلاف میل آنها تمام شد. جنگ تحمیلى، حملهى دشمن، نه فقط ثبات و استقرار کشور را به هم نزد، بلکه اتحاد ملت را بیشتر کرد.»
رهبر انقلاب، از پروژه بی ثبات سازی سیاسی به عنوان خواسته "گرگ های آدمخوار" نام بردند و حادثه 18 تیر 78 و فتنه 88 را به عنوان نمونه هایی از تلاش مزدوران داخلی دشمن برای بی ثبات سازی سیاسی عنوان کردند:
«دشمن میخواست کشور را متلاطم کند، میخواست آرامش و ثبات و استقرار را از ملت ایران بگیرد؛ درست بعکس، خداى متعال در مقابل کید دشمنان آنچنان تقدیرى کرد که «و مکروا و مکر اللّه و اللّه خیر الماکرین». ملت به برکت دفاع مقدس، از آنجائى که بود، جلوتر رفت؛ آمادگى اش بیشتر شد. این توطئه ى دشمنان مستکبر و گرگهاى آدمیخوار هم در مقابل ملت ایران اثرى نکرد.
بعد سعى کردند این ثبات را از داخل به هم بریزند. من فقط اشاره کنم؛ نمیخواهم وارد تفاصیل شوم. هم در سال 78، هم در سال 88 - با فاصلهى ده سال - نقشه و توطئهى دشمن یک جور بود. در هر دو مورد سعى شان این بود که بتوانند ثبات سیاسى را در کشور به هم بزنند؛ سعى شان این بود که تلاطم ایجاد کنند؛ این آرامش عمومى را، این ثبات را از این ملت بگیرند.
این ثبات و آرامش را باید قدر بدانیم. ملت قدر میدانند. من که به شما عرض میکنم، در واقع خطابم به کسانى است که میخواهند قدرنشناسى کنند در مقابل این ثباتى که وجود دارد؛ آن کسانى که با حرکات خود، با اعمال نادرست خود، با کجتابى هاى خود سعى میکنند این ثبات و آرامش را، این استقرار را، این طمأنینه و ثبات را در کشور به هم بزنند. »
«چپ، راست، کارگزار» علیه حاکمیت یگانه!
اکنون صف بندی جریانات متضاد سیاسی در برابر "حاکمیت یگانه" به روشنی قابل مشاهده است. حسین شریعتمداری، حسن روحانی و احمد توکلی که به عنوان نمایندگان شخاص جریانات سیاسی کشور شناخته می شوند، در یک برهه زمانی معین هر کدام به شیوه خود احمدی نژاد را مورد حمله قرار می دهند؛ این مسئله خود گویای این واقعیت است که اتحادی به مراتب گسترده و سفت و سخت تر از سوم تیر 84 بین جریانات به ظاهر متضاد سیاسی جریان یافته است.
با این وجود، سفر رهبر معظم انقلاب به خراسان شمالی را می توان عرصه درخشش حاکمیت یگانه در کشور نامید.
فرمایشات رهبری عزیز انقلاب در خصوص مواردی که ذکرشان رفت و همچنین اظهارت ایشان پیرامون مسئله عفاف و حجاب، به روشنی فاصله هر یک از نخبگان و جریانات سیاسی از نگاه و مشی ایشان را روشن کرده است.
ساعاتی بعد نیز جلسه هیئت دولت در محضر رهبر عزیز انقلاب اسلامی تشکیل شد تا حجت یگانگی حاکمیت در جمهوری اسلامی که رهبری 541 روز قبل در دیدار با مردم فارس بر آن تاکید کردند، بار دیگر بر همگان تمام شود:
«تحلیلها را بردند به این سمت که بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شکاف ایجاد شده است، حاکمیت دوگانه شده است، رئیس جمهور حرف رهبرى را گوش نکرده است! دستگاههاى تبلیغاتىِ خودشان را از این حرفهاى سست و بىپایه پر کردند. ببینید چطور منتظر بهانهاند. ببینید چطور مثل گرگ در کمین نشستهاند که یک بهانهاى پیدا کنند، هر جور میتوانند، حمله کنند. میدانند که دولت مشغول تلاش و فعالیت و خدمت است. خب، واقعاً در کشور دارد خدمت انجام میگیرد. هر جا خدمت باشد، هم مردم طرفدار هستند، هم رهبرى طرفدار است. ما که راجع به شخص قضاوت نمیکنیم؛ ما کار را، خط را، جهتگیرى را ملاک و معیار قرار میدهیم. آنجائى که کار و خدمت و تلاش هست، حمایت ما هست، حمایت مردم هست. و بحمداللَّه امروز کار دارد انجام میگیرد. مسئولین دولتى هم حقاً و انصافاً دارند تلاش میکنند؛ هم اعضاى دولت، هم بخصوص خود رئیس جمهور. اینها شب و روز ندارند؛ من مىبینم، من از نزدیک شاهدم. اینها دائم مشغول کارند، مشغول خدمت و تلاشند.»
پیوست / اظهارت آیت الله مصباح یزدی؛ از "بزرگترین خطر تاریخ اسلام" تا "ابلیس اکبر"!
اگر چه حامیان گفتمان انقلاب اسلامی همچنان ترجیح می دهند که حساب آیت الله مصباح یزدی را از چهره های مذکور جدا نگهدارند با این وجود نمی توان از برخی اظهار نظرهای ایشان به آسانی گذشت.
آیت الله مصباح یزدی، پیشتر ضمن "فراماسون" خواندن جریان انحرافی (رئیس جمهور و یاران صدیقش)، این جریان را "بزرگترین خطر تاریخ اسلام" نامیده و گفته بود:« خطری که من احساس میکنم، شدیدترین خطری است که تا کنون اسلام را تهدید کرده است و آن هم از سوی نفوذیهایی است که در بین خودیها در حال رشد هستند.»
آیت الله مصباح یزدی چندی نیز تاکید کرد که "ابلیس با تجربه ای چند هزار ساله" به یاری "جریان انحرافی" آمده است و این جریان "توطئه هایی شیطانی" در سر دارد:
«برنامه ریزی شیطان آنقدر دقیق و جامع است که پس از مهیا کردن زمینه ها، یک نفر را از لایه های درونی بیرون می آورد و او شبکه ای را تشکیل می دهد تا بزرگترین نعمت الهی در طول تاریخ اسلام را از بین ببرد!
در پاسخ به کسانی که می گویند این آدم قد و قواره اش اینقدر نیست که اینکارها را انجام دهد باید گفت که مدرس اصلی این جریان انحرافی ابلیس است، البته به برخی می گویند اینها لیاقت آن را ندارند که عنوان جریان را داشته باشند و باید به آنها گروهک انحرافی گفت اما هر چه آنان تجربه شیطنت نداشته باشند، ابلیس با تجربه چندین هزار ساله به کمک اینها آمده است.»
دیدگاه رهبر عزیز انقلاب:
رهبر معظم انقلاب در جمع بسیجیان خراسان شمالی با انتقاد از کسانی که رقبای سیاسی شان را "شیطان اکبر" می نامند، فرمودند:
«البته یکى از مسائل مهم، مسئله ى بصیرت است. من به شما عرض بکنم؛ بصیرت در این دوران و در همهى دورانها به معناى این است که شما خط درگیرى با دشمن را تشخیص دهید؛ کجا با دشمن درگیرى است؟ بعضى ها نقطه ى درگیرى را اشتباه میکنند؛ خمپاره و توپخانه ى خودشان را آتش میکنند به سمت یک نقطهاى که آنجا دشمن نیست، آنجا دوست است. بعضى ها رقیب انتخاباتى خودشان را «شیطان اکبر» به حساب مى آورند! شیطان اکبر آمریکاست، شیطان اکبر صهیونیسم است؛ رقیب جناحى که شیطان اکبر نیست، رقیب انتخاباتى که شیطان اکبر نیست. من طرفدار زیدم، شما طرفدار عمروئى؛ من شما را شیطان بدانم؟ چرا؟ به چه مناسبت؟ در حالى که زید و عمرو هر دو ادعاى انقلاب و اسلام میکنند، در خدمت اسلام و در خدمت انقلابند.
خط درگیرى با دشمن را مشخص کنیم. گاهى هست که یک نفرى در لباس خودى است، اما حنجره ى او سخن دشمن را تکرار میکند! خب، او را باید نصیحت کرد؛ اگر با نصیحت عمل نکرد، انسان با او باید حد و مرز تعریف کند: خط فاصل. جدا میشویم. اگر بناست شما با همان احساساتى که رژیم صهیونیستى نسبت به جمهورى اسلامى دارد - ولو با یک ادبیات دیگرى - بخواهى در مقابل جمهورى اسلامى بایستى و حرف بزنى، خب با رژیم صهیونیستى چه فرقى دارى؟ اگر با همان منطقى که آمریکا در مقابل جمهورى اسلامى عمل میکند، شما بخواهى با آن منطق با جمهورى اسلامى تعامل کنى، خب شما با آمریکا فرقى ندارى. این مسئله جداست. اما یک وقت هست که نه، اینجورى نیست. ممکن است اختلافات، اختلافات عمیقى هم باشد، اختلافات بزرگى هم باشد، اما انسان دشمن را با غیردشمن نباید اشتباه کند؛ دشمن حساب دیگرى دارد، غیردشمن حساب دیگرى دارد. خط درگیرى با دشمن را باید ترسیم کرد، مشخص کرد؛ این بصیرت میخواهد. بصیرتى که ما عرض میکنیم، این است.
یک عده اى از آن طرف مى افتند، یک عده اى از این طرف مى افتند. یک عدهاى با دشمن هم معامله ى دوست میکنند، فریاد دشمن را هم نمی شناسند، چون از حنجرهى دیگرى در مى آید؛ یک عده هم از این طرف، هرکسى که اندک اختلاف سلیقه اى با آنها دارد، به حساب دشمن میگذارند! بصیرت، آن خط وسط است؛ آن خط درست است.»
البته ممکن است این طور استدلال شود که آیت الله مصباح خطر بزرگی را از ناحیه"دولت زنده کننده آرمان های انقلاب" احساس کرده و به همین دلیل این چنین عباراتی را به کار برده اند و میل و نیت انتخاباتی در کار نبوده است . در این صورت پرسش جدیدی بوجود می آید: با توجه به مشی رهبر انقلاب که در دوران اصلاحات حتی به "اردوهای مختلط داشجویی" و مسائلی بسیار جزئی تر هم واکنش نشان داده اند؛ چطور ممکن است "بزرگترین خطر اسلام" و "توطئه های جریانات شیطانی" از دیده ایشان پنهان مانده باشد؟
کلمات کلیدی :