روزی که
کتاب عاشورا گشوده میشود...
و تلالویی از گوهرهای سرخ حسینی چشم را به مرواریدهای اشک آذین میبندند.
گوهر وجود یارانی هم چون حبیب,هم چون عبدالله بن حسن(ع).
یارانی که چون "بنیان مرصوص "بر پای عهد و پیمان خود ایستادند...
در ماهی که
محرمش نامست و دانشگاهی ست برای آموختن؛آموختن همه آنچه برای یاری حق نیاز است ,برای شنیدن ,برای دیدن و تمییز دادن .
و امروز که...
حسین زمان تنهاترین سردار,دست هم عهدی مان را به انتظار نشسته است,با قلبی سوزان از غم عظمای عاشورا لبیک گویان پیش به سوی خودسازی می رویم که خود ناساخته نمی توان یار خوبان شد.
و عاشورا چه نیکو به یادمان می آورد :
...اَللّهُمَّ إنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی صَبِیحَةِ یَوْمی هذا وَما عِشْتُ مِنْ اَیّامی عَهْداً وَعقْداً وَبَیْعةً لَهُ فی عُنُقی لا اَحُولُ عَنْها وَلا أَزُولُ أبَداً ....
این بار چله نشینی مان را با تمرین عملی وفاداری با تمسک به هدایت کتاب راهنمایی کشوده از دایرهالمعارف کربلا آغاز میکنیم و صبح سرخ عاشورای حسینی را حسن مطلع این چله عهدمان قرار میدهیم و در تمرین وفاداری به امام حی زمانمان آستین بالا میزنیم .
در امتحان عاشورا تنها آنان که رشته ی حبشان با ریسمان محکم وفاداری عجین بود رستگار شدند و آنان که معنای عهد را نفهمیدند در منجلاب حسرت و بی وفایی ...
به امید سپیده دمان ظهور مولایمان بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
"انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا"
شروع طرح:صبح عاشورا 1434ه.ق
کلمات کلیدی :